" گـ چشتیک له باریکی بریه ت، مه رد له قایمی".... این ضرب المثل کوردی چند روزیه که فکرمو مشغول کرده. اگه بخوام اونو ترجمۀ فارسی کرده باشم با احتساب اینکه " قایم" در زبان کوردی هم به معنای ضخیم و هم به معنای محکم و استوار اومده اینجوری میشه که هر چیزی از باریکی بریده میشه اما مرد از محکمی. اگه بازم بخوام یه پرانتز باز کنم برای من، مرد همون انسانه، انسانی که قراره به خاطر آرمان و آرزوش پای هر چیزی وایسه، حالا بستگی داره آرمان و آرزوت چی باشه تا معلوم شه که چقدر باید براش خرج کنی. اگه می خوای کوه باشی باید همدم سنگ بشی و اگه میخوای اقیانوس باشی باید تحمل تنهایی رو داشته باشی. ولی این تمام قصه نیست، اگه کوه شدی نباید آه سرد مادری که تو باعث مرگ جگر گوشه ش شدی تو رو به لرزه بیاره و اگه اقیانوسی، گریۀ عاشقی در فراق معشوقش که تو اونو ازش گرفتی سکوتت رو مشوش نکنه. رسم دنیا همینه، تو بی تقصیری، چونکه سنگی، سختی ولی می تونی مأمن هزاران جاندار بی پناه باشی. آبی، ولی می تونی زیباترین افق جهان باشی، می تونی نوشداروی هر تشنه یی باشی. اگه غیر از این باشه نه کوه و نه مادر، نه اقیانوس و نه عاشق اونی که باید باشن نمی شن. هر چند شاید این عدالت نباشه، ولی هیچ وقت تو زمین عدالتی وجود نداشته وگرنه مرد هم مثل همه چیزای دیگه از باریکی بریده می شد....