تبليغاتX
ئاشیه وا - رسم عاشق کشی و شیوه شهر آشوبی

حرف اول ـ گویا این روزها که جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا مثل دو تا عاشق و معشوق دل و قلوه به همدیگر قرض می دهند و قرار است که پس از سی سال دوباره با هم آشتی کنند، حالا که بعد از این همه سال یکی قرار است مشتش را باز کند و دیگری قرار است دستش را دراز، یکی می گوید ما سیاستهایمان را عوض می کنیم و آن یکی می گوید ما که مشکلی با هم نداریم، آن یکی چشمک می زند و این یکی ناز میکند و قص علی هذا.. در کیسه ی خلیفه هم این وسط برای بذل و بخشش حسابی گشاد شده است. جمهوری اسلامی احکام حبس برای زندانیان سیاسی کورد را با فراغ بال به چوبه دار و اعدام ارتقا می دهد، هر روز بر وسعت گوانتاموهایش در ارومیه و سنندج اضافه می کند و حالا هم که کریدر و شاهراه سرکوبش با سرعت هر چه تمام از شمال کوردستان ایران به سوی جنوب در حال طی طریق است و فکر می کنم تا راه آهن غرب کشور به کرمانشاه برسد این کریدر آدمکشی صد دور در کوردستان زده باشد. خب طبیعی است، رسم عاشقی اینست که وقتی دو تا عاشق و معشوق بعد از سی سال قرار است به همدیگر برسند دیگر نباید مهم باشد که طناب دار رژیم به پای عباس جلیلیان و مهدی حمیدی می پیچد یا به دور گردن دخترک بی گناهی که حتی نمی داند چطور باید از کرمانشاه به ماکو برود، اصلا مهم نیست که چهارده فرزند آزادیخواه کورد فقط به خاطر عقایدشان محکوم به اعدام شده و صدها نفر دیگر در زندان و تبعید باشند یا نه، دیگر فرقی نمی کند که یک کورد تفنگ در دست داشته باشد یا قلم، بلکه مهم اینست که تو کورد باشی و رهبر خود خوانده دمکراسی و آزادی و برابری هم در حال بیقوله قبل از قرار! اما این که نمی شود، پس عدالت کجا رفته؟ ایران این همه کارهای سخت سخت بکند و آمریکا فقط حرف نزند؟ واقعا این عدالت است؟ احتمالا پرزیدنت اوباما هم همین سوال را از خودشان کرده اند و مقارن با سی امین سالگرد پیروزی پر شکوه انقلاب اسلامی لطف کرده اند و دیشب(۱۶ بهمن ۸۷)"حزب حیات آزاد کوردستان(پژاک)" را هم به خاطر دفاع از جان شهروندان غیر نظامی ترکیه!!!! در لیست گروههای تروریستی خود قرار داده اند!!! حالا بهتر شد، نه؟ به این میگویند عدالت، تازه ترکیه هم از این خوان نعمت بی نصیب نمانده است!

 

حرف آخر ـ بگذریم، فقط می خواستم بگم من این همه واژه اصیل کوردی کرماشانی جمع کرده بودم و می خواستم یه روز ببرم و به آقای جلیلیان بدم و بهشون بگم که استاد ظاهرا اینها رو تو فرهنگ لغتی که نوشتین از قلم انداختین، ولی فکر کنم که کمی دیر جنبیدم، حالا به نظر شما من اینها رو به کی بدم؟ کجا ببرم؟ فعلاْ که همینجوری نوشتم و گذاشتم لای صفحات همون فرهنگ لغت خودش، جالبه! الان که دارم به کتابش نگاه می کنم جلو اسم خودش تو پرانتز نوشته (ئاکو)، ئاکو تو همین فرهنگ لغت اینجوری معنی شده: ستیغ کوه. کی فکرشو میکرد که یه روز ستیغ کوه هم پاش به سلولهای انفرادی بازداشتگاههای زیرزمینی اداره اطلاعات کرمانشاه باز شه؟؟

۱۸ ریبه ندان ۸۷
روژیار ـ کرماشان

+ نوشته شده در جمعه هجدهم بهمن 1387ساعت 1:5 توسط روژ یار |